جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

272

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

خودشان ، اهميت زيادى مىدهند ، صداى خود را در گوش‌هاى آنان به طنين انداخته و به‌شدت فرياد مىزند : « شما در ايام روزه‌تان هدف خود را مىيابيد و همه كارگران خود را به ذلت و خوارى مىكشانيد . شما به‌خاطر دشمنى و مشاجره روزه مىگيريد و مىخواهيد نفاق به‌وجود آوريد . روزه نگيريد كه صداى خود را در بالاترها بشنويد ! آيا روزه چنين است كه در آن فقط انسان خود را به‌زحمت مىاندازد ؟ آيا انسان وقتىكه سر خود را مانند « بردى » « 1 » خم كند و خاك و خاكستر را فرش خود نمايد ، اين را روزه مىنامند ؟ آيا ، آن روزه‌اى كه خدا آن را برترى داده و برگزيده است اين نيست كه پيوند يوغ‌ها و زنجيرهاى نفاق گسسته گردد و ستم‌ديدگان و به بندكشيده‌شدگان آزاد شوند و هرگونه قيد و بندى از آنان برداشته شود ؟ » و همچنين ، روزه كسانى كه كارگران را زير سلطه خود مىبرند تا فقير همچنان فقير بماند و بر ثروت ثروتمند افزوده شود و آنهايى كه زنجيرهاى نفاق را به جاى گسستن ، پيوند مىدهند و كسانى كه بر بيچارگان و ضعيفان سخت مىگيرند و فشار مىآورند و آنها را از برداشتن و درهم‌ريختن يوغ بدبختى و درماندگى و عبوديت از گردنشان بازمىدارند ، روزه اينها از نظر اشعياء بدترين و زشت‌ترين اقسام بىارزشى و نفاق و بىعقلى است . * * * اشعياء براى بار ديگر به اين منافقان مىنگرد و مىبيند كه آنان نماز را هم مانند روزه ، با رياكارى و عوام‌فريبى و براى تقرب ! به خداوند از

--> ( 1 ) « بردى » گياهى است مانند نى كه سر خود را در آب خم مىكند